![]() |
![]() |
|
| دهکده عشق |
|
تو خواهی امد ومن برای دیدن تو جاده ها رو با اشکهایم بارانی خواهم کرد و با پلکهایم خاک انرا خواهم زدود و سایبانی از ابروانم بر سر در ان خواهم ساخت و فرش زرین دل را زیر پایت خواهم گستراند و ارابه وجودم را با اسب سفید تزیین خواهم کرد و اسمان راهت را با دیدگانم روشن خواهم کرد پس بیا به قلم دل و به رسم عاشقی در کنار هم و برای هم نغمه عاشقانه سر دهیم |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 16:11 توسط کیوان |
|
|
تو خواهی امد ومن برای دیدن تو جاده ها رو با اشکهایم بارانی خواهم کرد و با پلکهایم خاک انرا خواهم زدود و سایبانی از ابروانم بر سر در ان خواهم ساخت و فرش زرین دل را زیر پایت خواهم گستراند و ارابه وجودم را با اسب سفید تزیین خواهم کرد و اسمان راهت را با دیدگانم روشن خواهم کرد پس بیا به قلم دل و به رسم عاشقی در کنار هم و برای هم نغمه عاشقانه سر دهیم |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 16:10 توسط کیوان |
|
|
...من همونم که همیشه... ...غم وغصم بی شماره... ...اونیکه تنها ترین... ... حتی سایه ام نداره... ...این منم که خوبیامو... ...کسی هرگز نشناخته... ...اونکه در راه رفاقت... ...همه هستی شو باخته... ...هر رفیق راهی با من... ...دوسه روزی همسفر بود... ...ادعای هر رفاقت... ... واسه من چه زودگذربود... ...هر کی بازمزمه عشق... ... دو سه روزی عاشقم شد... ... عشق اون باعث زجر... ...همه دقایقم شد... ...اونکه عاشق بود عمری... ... ز جدا شدن می ترسید... ...همه هراس وترسش... ... به دروغش نمی ارزید... ... چه اثرازاین صداقت... ... چه ثمرازاین نجا بت... ... وقتی قد سرسوزن... ... به وفا نکردیم عا د ت... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 17:22 توسط کیوان |
|
|
عشق يعني يك سلام و يك درود
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 10:36 توسط کیوان |
|
افکارم . . .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 11:58 توسط کیوان |
|
|
كاش ميشد هيچ کس تنها نبود |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 15:26 توسط کیوان |
|
|
ای کاش آینه ای داشتم تاخلوت اندیشه هایم رادرآن ببینم کاش خورشیدی به من می دادی تا بتوانم ازکوچه های تاریک رد شوم ای کاش می توانستم ازسایه های اطلسی عکسی دراب بیندازم کاش می توانستم وجودم راازعشق توسرشارکنم ای کاش شب ها دراندوه یک نورفانی نمی شدند ای کاش ادمک های بدل جایگزین صداقت نمی شدند
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 20:22 توسط کیوان |
|
|
سلام
می خوام با شما دردو دل کنم با شما شمایی که من رو می فهمید می خوام با شما صحبت کنم با شما که خودتون درد دل دارید می خوام از خودم بگم از یه پسر غم زده می خوام از اون پسری بگم که اول بار شاد می زیست می خوام از پسری بگم که کسی تا حالا اون رو نشناخته می خوام از خودم بگم من کیوان هستم از تهران ۱۹ ساله حالا این اول راهه بازم میام از خودم میگم فعلآ تا بعدآ بای بای تقدیم به شما که بهترینید برای منه تنها کیوان |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 21:0 توسط کیوان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
دوستان آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
| پیوندها |
|
عشق تنها .:: دفتر عشق ::. به نام زیبایش یا محسن بن علی (سلام الله علیه) مرگ عشق میعاد گاه عشق من وشب وستاره زیبا و عاشقانه عشق برزده سكوت ستاره رویای تو |
|
RSS
|